
بازدید از این صفحه : کمتر از 10
نویسنده:
کارگردان:
دراماتورژ:
موسیقی:
تولید محتوا، رسانه و روابط عمومی:
خلاصه: و چون ذوالنّون وفات یافت، در راه که جنازه او میبردند، مؤذّنی بانگ نماز میکرد. چون به کلمه شهادت رسید، ذوالنّون انگشت برآورد و فریاد از خلایق برآمد. گفتند: مگر زنده است! جنازه او بنهادند و انگشت که برآورده بود -هرچند خواستند که فرو گیرند- فرو گرفته نمیشد. بعد از آن او را دفن کردند. اهل مصر چون احوال او چنان دیدند، تشویر خوردند و توبه کردند از جفایی که با او کرده بودند.
تذکره الاولیاء / ذکر ذوالنون مصری