بازدید از این صفحه : کمتر از 50
نویسنده:
کارگردان:
بازیگردان:
بازیگر فرم:
هماهنگی و برنامهریزی:
چهرهپرداز:
طراح صحنه:
مدیر صحنه:
منشی صحنه:
نور:
صدا:
موسیقی:
لباس:
دکور:
تولید محتوا، رسانه و روابط عمومی:
جوایز و افتخارات:
🏆منتخب بیست و ششمین جشنواره بین المللی کودک و نوجوان
🏆کاندید دریافت جایزه بخش بازیگری زن
🏆کاندید دریافت جایزه بخش نمایشنامه نویسی
🏆کاندید دریافت جایزه بخش طراحی گریم..
خلاصه: داستان این نمایش قصه خاله سوسکه را روایت میکند که برای ملاقات با عمو رمضون به سفر میرود و در راه با مشکلات و سختیهایی روبرو میشود.
یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود، در سالهای دور، در شهری زیبا یه خاله سوسکه قشنگی بود که یه روز پیراهنی از پوست پیاز، روسری از پوست سیر، چادری از پوست بادمجان و یه جفت کفش خیلی قشنگ از پوست سنجد دوخت و پوشید و بیرون رفت. رفت تا به بقال رسید. بقال گفت: خاله سوسک پاکوتاه! سوسک سیاه کجا میری؟
داستانهای قدیمی همیشه جذاب بودند و از یکی بود تا قصه ما به سر رسید آنها را دنبال میکردیم. قصههای دیروز نمایشهای امروز کودکانی هستند که با ذوق کودکانهشان در سالن مینشینند و داستان دنبال میکنند و گاهی هم با خاله سوسکه همراه میشوند و میگویند: بگو خاله قزی، چادر یزدی، کفش قرمزی، کجا میری؟
گفتههای کارگردان: دغدغه تولید تئاتری ایدهآل و با کیفیت در ژانر کودک و نوجوان در کنار دیگر تولیدات گروه تئاتر نگار سبز زندهرود همیشه در اولویت برنامههای ما بوده و بهرهگیری و اقتباس از ادبیات فولکلور در این حوزه نیز به طور خاص مورد توجه بوده است. این اثر نمایشی در فضایی خلاق روایتی از این قصهی کهن را با ساختاری فانتزی و شاد روایت میکند. داستان این نمایش ماجرای خشکسالی مزرعه و اصرار ننه سوسکی و عزم خاله سوسکه برای دیدار عمو رمضون در همدان است که خاله سوسکه در این سفر طول و دراز با مشکلات و سختیهای بسیار روبرو میشود.
به دلیل حضور حداکثری کودکان آموزشدیده بازیگری سعی شد در شیوه و روش اجرا از این حضور در جهت افزایش بار کیفی اثر استفاده شود و شاخصههای کیفی اثر نیز پر رنگتر جلوه کند و قطعاً در بازیگردانی و طراحی حرکت و ایفای نقش با چالش جدی در کارگردانی روبرو بودیم که با موفقیت مشکلات را پشت سر گذاشتیم.